تاریخ : شنبه, ۱۱ تیر , ۱۴۰۱ 3 ذو الحجة 1443 Saturday, 2 July , 2022
4

نگاهی به دنیای شعری مرحوم غلامرضا بروسان – دستپاچگی مرگ وقتی به شاعر می رسد!

  • کد خبر : 946
  • ۱۰ بهمن ۱۳۹۳ - ۷:۰۷

ستار جانعلی پور- چه تکلیفی باید برای شعر قائل بود وقتی قرار است میلیارد ها سلول را از کار بیاندازد؟آیا طبیعت با هر مرگی به خودش خواهد آمد؟ اگر زمان قطاری باشد که با آوازهایش ،شادی را روی ریل ها می لغزاند و دست ها را به هم می رساند ؛ایستگاهی هم هست که آن […]

ستار جانعلی پور- چه تکلیفی باید برای شعر قائل بود وقتی قرار است میلیارد ها سلول را از کار بیاندازد؟آیا طبیعت با هر مرگی به خودش خواهد آمد؟ اگر زمان قطاری باشد که با آوازهایش ،شادی را روی ریل ها می لغزاند و دست ها را به هم می رساند ؛ایستگاهی هم هست که آن را مرگ می نامند. در هر ایستگاه برخی پیاده می شوند و برخی پرواز می کنند. آن که پیاده می شود قطار را سبک می کند و آن که پرواز می کند حسرت را برقلب آهنی قطار بر جای می گذارد و مرگ خودش بهتر می داند چه کسی پیاده می شود و چه کسی پرواز می کند. غلامرضا بروسان و الهام اسلامی اگرچه با هم سوار نشدند اما پروازشان با هم بود و در این نوبت به اختصار به معرفی بروسان و شعرش پرداخته خواهد شد به این امید که به آشنایی خوانندگان با این شاعر توانا بیانجامد. غلامرضا بروسان متولد ۱۳۵۲ و مرگ در ۱۳۹۰ به همراه همسر شاعرش الهام اسلامی را اولین بار «جایزه شعر خبرنگاران به صورت گسترده به جامعه ادبی ایران معرفی کرد. بروسان با کتاب «یک بسته سیگار در تبعید » برنده اولین دوره جایزه شعر خبرنگاران ایران شد. شمس لنگرودی در موخره کوتاه بر پشت جلد کتاب می نویسد:«در سال های اخیر شعر حرکتی رو به جلو داشته است. در این زمینه می توانم به مجموعه شعر یک بسته سیگار در تبعید که اخیرا به عنوان برگزیده جایزه شعر خبرنگاران شناخته شده اشاره می کنم. غلامرضا بروسان در این مجموعه با پارامتر های جهانی به شعر نگاه کرده است.» بروسان همچنان که شاعر نغمه های ناب عاشقانه است،شاعر مرثیه های انسانی هم است. او را می توان چون سنگی کف رودخانه شعر به وضوح تماشا کرد زیرا ماهیتی روشن و شفاف دارد. او به همان اندازه روز را انتظار می کشد که شب را زیر سر دارد. به این معنا که داوری نمی کند و اساسا شاعری “ترجیح مدار” نیست.خصوصا اینکه بر خلاف شاعرانی که بیش از همه به جامعه نظر دارند ؛جامعه را نه به صورت یک کل، که به صورت واحد های مجزای انسانی نگاه می کند. بنابراین بیش از آن که منتقد اجتماعی باشد مرثیه خوان انسان و حسرت هایش است. هرچند بروسان زندگی را به مرگ ترجیح می دهد اما چیزی به نام “اندوه ” در حد و اندازه یک مرگ،حسرت های انسانی او را بر همه چیز تحمیل می کند. اندوه و متعلقات آن واژه هایی هستند که بی شک می توان شناسنامه آن ها را به نام بروسان ثبت کرد. شعر بروسان همچنان که به لحاظ ساختاری خالی از نقص نیست اما به لحاظ جنس زبان بهترین انتخاب ممکن برای بازتاب عاشقانه ها و اندوه واره های اوست. زبانی منعطف و گره خورده به تخیلی شگرف؛ به طوری که توانسته نوعی از شعر را به جامعه شعری پیشنهاد کند و نکته پایان اینکه ،اندیشه در اشعار بروسان بیش از آن که ماهیتی “اندیشگی”داشته باشد “تخیلی فرهیخته”است. اگر مردم برایم با دست ودلی باز گریه کنید داروهای شفابخش را بیاورید بچینید روی رف آن طرف اتاق خواهرانم با صدای بلند در عصر گریه کنند و همسرم صورتم را از باد برگرداند به سمتی ببرد که دلم را برد اگر مردم برمی گردم و تو را چون رودخانه ای از نمک می نوشم. آثار منتشر شده از غلامرضا بروسان:یک بسته سیگار در تبعید- مرثیه ای برای درختی که به پهلو افتاده است – در آب ها دری باز شد – سکته سوم.

لینک کوتاه : https://khazardaily.ir/?p=946
  • دیدگاه‌ها برای نگاهی به دنیای شعری مرحوم غلامرضا بروسان – دستپاچگی مرگ وقتی به شاعر می رسد! بسته هستند

برچسب ها

اخبار مرتبط

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0

دیدگاهها بسته است.