IMG_20170317_002254

مدیریت ضابطه مند و شایسته سالارانه ، شرط توسعه گیلان/ عزیز عبدالهی

۲۷ / ۱۲ / ۹۵
۰۰:۲۶

امروزه منابع انسانی تربیت شده، عامل اصلی کسب مزیت رقابتی سازمان هاست و این زمانی تحقق می یابد که بتوان با شیوه علمی و منطقی منابع انسانی را خوب مدیریت و توان و فکر آنان را در اختیار اهداف رقابتی سازمان قرار داد. جذب ، نگه داری و پرورش منابع انسانی کافی نیست ، بلکه می بایست بر اساس اصول و معیار های علمی شایستگی را در کارکنان ایجاد و بدان توجه کرد.
شایسته سالاری از جمله عواملی است که موجب شکوفایی، وفاداری و تعهد کارکنان به کار و سازمان می شود. استقرار شایسته سالاری پدیده و فرآیند ساده ای نیست ، بلکه مجموعه ی پیچیده ای از ساز و کار هایی است که طی یک فرآیند بلند مدت و منطقی باید در سازمان استقرار یابد و بستر آن را فراهم آورد . زیر بناهای مربوط از نظر ساختاری، نگرشی، قانونی و سازمانی است.
وقتی که تاریخ پیشرفت و توسعه کشورها و ملل دیگر را مطالعه می کنیم چیزی که در آن بیش از همه خودنمایی می کند نقش مدیریت صحیح و افراد شایسته در پیشرفت کارهاست ، افرادی که از علم، تجربه، تخصص و سابقه بیشتری برخوردارند . همان ها در مصدر کارها قرار گرفته و نقش مهمی در افزایش بهره وری و سازندگی کشورشان ایفا کردند . نمونه بارز آن، کشور ژاپن است که بعد از جنگ جهانی دوم چنان گام های ترقی را محکم و سریع برداشت که امروزه از مهم ترین کشورهای اقتصادی دنیا به شمار می رود و رقیب دوران جنگ جهانی دوم خود یعنی ایالات متحده را پشت سر گذاشته است.
مدیریت تعریف شده در ژاپن به کسانی نظر دارد که بهترین کار را با بهترین تخصص انجام می دهند . البته این شاخصه در کشورهای صنعتی بزرگ دنیا به وضوح دیده می شود . آن هایی که شایسته اند بر صدر می نشینند نه آنهایی که آشناتر و نزدیک تر به مدیریت یک سازمان یا اداره هستند.
شایستگی‌ در لغت‌ به‌ معنای‌ داشتن‌ توانایی‌، اختیار، مهارت‌، دانش‌، لیاقت‌ و صلاحیت‌ است. شایستگی‌، مجموعه‌ای از دانش، مهارت‌ها، ویژگی‌های شخصیتی، علایق، تجارب و توانمندی‌ها در یک شغل یا نقش خاص است که موجب می‌شود فرد در سطحی بالاتر از حد متوسط در انجام وظیفه و ایفای مسئولیت خویش به موفقیت دست یابد . در اصطلاح عام‌، شایستگی‌ و شایسته‌ سالاری‌ بیشتر در انتخاب‌ و انتصاب‌ مدیران‌ عالی‌ و میانی‌ سازمان‌ها به‌ کار می‌رود.
سیستم شایسته‌ سالار، سیستمی است که در آن مزایا و موقعیت‌های شغلی تنها بر اساس شایستگی، و نه بر مبنای جنسیت، طبقه اجتماعی، قومیت و یا ثروت به افراد داده می‌شود . شایسته سالاری دیدگاهی است که بر اساس آن، افراد از طریق نظام آموزشی و با تلاش فراوان، استعدادهای خود را شکوفا می‌سازند و در نهایت تصدی مناسب یک شغل، فقط بر اساس شایستگی است.
بحث پیرامون شایسته سالاری در جامعه، بحثی کلی است. این که ، چرا در بعضی سیستم ها شایسته سالاری نمودی ندارد ولی در برخی دیگر ، از اقبال فراوانی برخوردار است ، مستلزم بررسی های دقیق تری است اما، کسی نمی تواند انکار کند که بدون توجه به نیروهای شایسته و توانایی های آنها، نیل به جامعه ای ایده آل و پیشرفته، شدنی و ممکن خواهد بود .
هر قدر که نیروهای انسانی در سازمان ها از توانایی لازم برخوردار باشند به همان نسبت پیشرفت و موفقیت در آن محسوس تر است. در جهان امروز عامل انسانی به محوری ترین عامل توسعه کشورها تبدیل شده است. فناوری های نوین و شتاب تحولات و تغییرات، نیاز به نیروی انسانی متخصص و شایسته را بیش از پیش کرده است. این امر، بنگاه ها، سازمان ها و دولت ها را به سوی نظام و سیستمی شایسته سالار رهنمون می کند.
نگرش های خویشاوندسالاری، قبیله گرایی، جناح سالاری و … جامعه را عقب مانده و از گردونه ترقی و پیشرفت خارج خواهد ساخت. وجود نظام شایسته سالار در هر سیستمی باعث دوام، مقبولیت آن می شود . حرکت در راستای شایسته سالاری و تغییر در نگرش ها کار ساده ای نیست اما تهدیدهایی که در آغاز قرن بیست و یکم و با رشد روزافزون شتابی که جهانی شدن به ضرورت تحول و تغییر تزریق می کند و با انقلاب رایانه ای که دسترسی آسان و ارزان به انبوهی از اطلاعات و تجربیات موفق جهانی را امکان پذیر کرده است و نیز افزایش آگاهی مردم و ارتقای دانش عموم جامعه، استقرار سیستم شایسته سالار را اجتناب ناپذیر می نماید.
در مدیریت خلاق، شایسته سالاری یک اصل محوری است، نه فرد سالاری، در این نوع مدیریت اسم، تیره، قوم و قبیله نقشی ندارند بلکه توانایی و مهارت به همراه روحیه مسئولیت پذیری نقش بارزی دارند. شایسته سالاری در حقیقت به کارگیری فرد مناسب در حرفه مناسب بر اساس تجربه، علم و دیگر موازین است و به عبارتی سپردن کار به کاردان، شایسته سالاری احترام به انسانیت خویشتن است. در شایسته سالاری باید به این نکته توجه شود که شغل یا نقش مورد نظر با چه چالش هایی رو به روست. چه اقتضائاتی دارد و چه افرادی با کدام قابلیت های مهارتی می توانند به خوبی از عهده تصدی آن بر آیند.
سیستم سیاسی ایران تک ساخت است. دولت تک ساخت یا بسیط، به کشورهایی اطلاق می شود که دارای یک مرکز واحد عملکرد سیاسی هستند. قدرت سیاسی در کلیت و مجموع اختیارات خویش توسط یک شخصیت واحد حقوقی،که همانا دولت ، اعمال می شود. قاعدتاً یک قانون اساسی در سراسر این قلمرو بر آنان حاکم است . بافت قدرت غیر قابل تفکیک و تجزیه ناپذیر است و استان ها دارای اهمیت زیادی هستند . نهاد ها و سازمان های استانی در نقش کارگزار، از دستور العمل های مرکزی تبعیت نموده و مواردی نظیر ابلاغ سیاست های کلی، تعیین بودجه و میزان اختیارات ، صلاحیت ها و شیوه اجرا و … معمولا، از بالا به پایین است و بازوی اجرایی حاکمیت محسوب می گردند.
دستیابی به توسعه با نوع بازدهی ارگان ها و سازمان های اجرایی ارتباط مستقیمی دارد؛ در واقع، سیستم مدیریتی که در راس این نهاد ها قرار می گیرد، می تواند سهم تعیین کننده ای در روند توسعه ایفا نمایند. در مجموع این سازمان های اجرایی هستند که هر یک به سهم خویش در بالا بردن شاخصه های رفاه و رضامندی افراد جامعه، مشارکت دارند.
انتخاب مدیران بر اساس شایسته سالاری و انتخاب های مبتنی بر سودمندی بیشتر برای خدمت به مردم و پیشبرد برنامه های توسعه ای یک ضرورت جدی است. اعمال سلایق سیاسی ، جناحی ، قومی و فامیلی در عزل و نصب ها و بی توجهی به صلاحیت های فکری و تخصصی افراد، ظرفیت های سیستم مدیریتی را کاهش و اجرای برنامه های توسعه را با اختلال مواجه می کند. مدیرانی که نه براساس صلاحیت های تخصصی و تجارب تحصیلی و علمی خود، بلکه بر مبنای روابط و وابستگی سیاسی و جناحی، در مصادر مدیریتی قرار می گیرند، فرصت های توسعه را نه تنها از خود بلکه از جامعه می گیرند و آیندگان را با مشکلات اساسی روبرو می سازند؛ بنابراین، تغییر رویه و نگاه شایسته مدارانه و ضابطه مند در انتخاب مدیران به عنوان عناصر دخیل در توسعه استان، یک خواست و مطالبه عمومی است و نمی توان نظاره کرد که این روش ها هم چنان بر خلاف مصالح نظام و منافع مردم ادامه یابد و برای کشور تولید هزینه نماید. انتظاری که در صورت تحقق یافتن آن، باعث به حرکت در آمدن چرخ های پیشرفت و توسعه و رفع معضلات استان مان خواهد شد.
باید مراقب بود که فرصت های توسعه استان با بکارگیری عناصر اجرایی ضعیف و وابسته به جریان ها و طیف ها و جناح ها به راحتی از کف نرود و دور باطل توسعه نیافتگی استان ادامه نیابد. برای حاکمیت سیستم شایسته سالاری در نظام مدیریتی استان ، این نیاز وجود دارد که اهتمام نمایندگان مجلس نه مداخله و تحمیل انتصاب افراد منتسب به خود در دستگاه های اجرایی، بلکه نظارت بر فرایند انتخاب مدیران شایسته و با کفایت استان در جهت اجرای کم هزینه برنامه های توسعه استان باشد . هم چنین نهادهای اجتماعی و رسانه های جمعی به عنوان نماینده وجدان عمومی بر انتصاب مدیران استان بر اساس اصول و مبانی شایسته سالاری و توسعه محور و بدون توجه به منافع فردی ،گروهی و جناحی نظارت کنند .
فراموش نکنیم که مردم برای دفاع از انقلاب، اسلام و نظام و سر افرازی میهن عزیزمان از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نکرده اند و سهم استان گیلان در دوران دفاع مقدس بیش از ۸۰۰۰ شهید خونین بال است و اینک این مردم حق دارند که بخواهند سکان مدیریتی استان به افراد متعهد و کارآمد سپرده شود و برای پیشرفت و توسعه استان، دغدغه داشته باشند و آینده روشنی را برای دیار مادری خویش طلب نمایند. دستیابی به توسعه، موضوعی است که نه به حرف و ادعا ، بلکه تنها با اهتمام به توانایی و عمل گرایی سازنده میسر خواهد بو