ntoz0whe

کنکاشی پیرامون نحوه نظارت شورا بر فرایند بودجه ریزی شهرداری رشت

۲۹ / ۱۰ / ۹۵
۰۲:۳۹

کیوان بهمنش

خزر- برای بررسی بودجه ۹۶ شهرداری رشت، قبل از هر چیز باید نگاهی به پیش نیاز های مفاهیم بودجه ریزی مطابق تصویر داشته باشیم.

قبل از فاز بودجه ریزی برای یک سازمان یا یک منطقه و ایالت و یا یک شهر ، باید ۵ گام اساسی برداشته شود.

گام اول این است ؛

ما باید برای شهر رشت یک کنکاکش مفهومی داشته و در این کنکاش با استفاده از متخصصین مختلف اعم از اساتید جامعه شناسی و علوم اجتماعی ، علوم سیاسی و امنیتی ، علوم اقتصادی ، علوم عمرانی و صد البته علمای اقتصاد شهرسازی  باید رسالت و اهداف سازمان مدیریت شهری را با هوشیاری تدوین نماییم. .

وقتی میگوییم رسالت و اهداف ، فکر نکنیم که موضوع بسیار پیچیده ای است ! نه اتفاقا حتی اگر نگاهی به فضاهای رسانه ای و حتی فضاهای مجازی کنیم متوجه میشویم که خوشبختانه جامعه شهر رشت از یک موهبت قدیمی که بنده به آن « کنکاش قهوه خانه ای » میگویم برخوردار است .. مردمان این دیار از هوش وافی برخوردارند و از قدیم الایام در قهوه خانه ها بسیاری از چالشهای جامعه را بخوبی و به دقت توانسته اند واکاوی نمایند و  جداً معتقدم مدیران ما از این نعمت بخوبی استفاده نمیکنند .

لذا معتقدم که با یک مطالعه میدانی دقیق و با کمک از علمایی که در بالا عرض کردم باید ابتدا رسالت و اهداف ما مشخص شود.

اما در این گام با این همه سرکشی به موضوعات مدیریت شهری ، تاکنون هیچ مدرک مشخص و صریحی از اهداف و رسالت سازمان شهرداری رشت برای شهر رشت یافت نکرده ام . واقعا ابهام دارم که رسالت و اهداف صریح این سازمان چیست ! .

در گام بعدی باید کنکاش محیطی کنیم . یعنی هم محیط ( عوامل ) داخلی سازمان شهرداری و هم محیط ( عوامل ) بیرونی سازمان شهرداری را  باید با استفاده از الگوهای تعریف شده در مباحث مدیریت استراتژیک مورد کنکاش قرار دهیم . این گام بسیار حیاتی است .

در این راستا گویا شهرداری قراردادی با دانشگاه صنعتی شریف عقد نموده اند که دو نکته در اینجا حایز اهمیت است : اول اینکه چرا هیچ بازخوردی از این قرارداد در پورتال داخلی سازمان شهرداری پیدا نمی شود با توجه به مبلغ کلانی که بابت این قرارداد پرداخت شده است و دوم اینکه مدیریت شهری چرا از توان بچه های گیلک که عاشق شهرشان هستند و در مباحث مدیریت استراتژیک هم از علم و اگاهی کافی برخوردارند و هم به محیط این شهر بیشتر آگاهی و شناخت دارند استفاده نشده است .

حال در گام سوم یعنی گام تصمیم گیری باید استراتژی های ما برای دستیابی به رسالت و اهداف تعیین شده که از بازخورد ماتریس SWOT  و یا سایر تکنیکها از جمله ماتریس رشد گروه مشاورین بوستون حاصل میشود را تدوین نمود .

این استراتژی ها در واقع نقشه راه رسیدن ما به ان رسالت و اهداف تعیین شده هستند .

در اینجا این سوال مطرح می شود که  استراتژی های سازمان شهرداری چگونه تعریف شده است ؟ کجا میتوانیم آنها را مطالعه کنیم ؟ اصولا بدون آگاهی از استراتژی های بر آمده از یک ماتریس عملیاتی و مطالعه عوامل داخلی و عوامل خارجی آیا میتوانیم بودجه بندی مشخصی داشته باشیم و یا همانند پیشینیان و سازمانهای بدوی چند کار و پروژه تعریف کرده ایم و برای آنها بودجه ریزی میخواهیم انجام دهیم ؟

حال اگر فرض نماییم که شهردار دارای استراتژی مدون برای سازمانش است و ما از این استراتژی ها بی خبر هستیم در گام بعدی باید برای عملیاتی کردن این استراتژی ها برنامه داشته باشیم .

بنابراین همانگونه که ذکر شد:  اول رسالت و اهداف ، دوم کنکاش محیطی و بررسی عوامل تاثیرگذار داخلی و خارجی ، سوم استراتژی و گام چهارم برنامه ریزی برای عملیاتی کردن این استراتژی ها تا قبل از بودجه بند ی مورد نیاز است !

آیا میشود بدون آگاهی از این گامها ، اولا بودجه بندی دقیق و علمی برای سازمان شهری داشته باشیم و در مرحله بعد بر فرایند این بودجه بندی نظارت عالی نماییم ؟

کدامیک از شورانشینان ، به این حوزه ها ورود کرده اند ؟ شهردار رشت چقدر سعی و تلاش نموده است به جای بیانیه نویسی هر روزه به این حوزه ها ورود نماید تا هیچ احدی اجازه تعدی به حریم اورا نداشته باشد ؟

باید توجه کرد که بدون استقرار یک فرایند مدیریت راهبردی امروزه دیگر حتی یک بقالی هم نمی تواند برای خودش موفقیت حاصل نماید چه برسد به سازمان عریض و طویل بلدیه رشت که هر تصمیم آن بر جان و مال و روان و سلامت مردمانش تاثیرگذار است .

باید از مدیریت فعلی شهرداری رشت این پرسش را داشت که ایشان قرار بود کاری متفاوت انجام دهد ولی انجام نداد و تنها مبادرت به انجام یک سری فعالیتهای دمو گونه نموده است و با قدرت رسانه ای خویش که الحق و انصاف تنها نقطه ای است که میتوان امتیاز کامل به  عملکرد  ایشان داد ، در حال رنگ و لعاب دادن به یک سری کارهای فاقد هرگونه ارزش افزوده برای اقتصاد شهر است .

بار دیگر به تصویر توجه کنید : تا قبل از اجرا ، گامهای اساسی مهمی باید برداشته شود که اصلا در تخصص مدیران اجرایی نیست ! یعنی یک عارضه مهم این شهر سپردن کار به مهندسینی است که فاقد آگاهی به این گامهای مهم قبل از اجرا هستند به عبارتی این شهر قبل از هر چیز به ادمهایی احتیاج دارد که از  علوم اجتماعی اگاهی داشته باشند نه علوم فنی مهندسی صرف!