IMG_20170816_134607

رضا میرمعنوی: تئاتر “عینیت بخشیدن در زمان” است…

۲۷ / ۰۵ / ۹۶
۱۳:۲۲

حال تئاتر در شهرستان ها خوب نیست و به ندرت اتفاق می افتد که نمایش درخوری، به روی صفحه برود. این برمی گردد به آسیب هایی که نزدیک به دو دهه گریبان تئاتر کشور و خاصه تئاتر استان ها را گرفته است.
مسئولان جز ارائه مجوز و احتمالا در اختیار گذاشتن محل تمرین و اجرا آن هم با شرایط دشوار و هزینه بر، کار موثری انجام نمی دهند.
گیلان سرزمینی است که در دل خود بزرگان و فرهیختگان زیادی را در حوزه هنر به ویژه در عرصه نمایش به کشور و جهان معرفی نموده است. در گیلان بالغ بر یکصد تحصیل کرده نمایش وجود دارد که از این میان تعداد زیادی کارشناس ارشد و چند نفری هم دکترای نمایش را یدک می کشند که مدام در حال کار و اجرای نمایش هستند اما کمتر شاهد اجرایی درخور و توانمند هستیم. اهالی تئاتر به درستی می دانند که مشکلات بسیاری در پیش راه تئاتر استان است.
نبود متن درخور که روی آن تلاش حرفه ای صورت بگیرد، ضعف اساسی در حوزه کارگردانی تئاتر که اجراها را بشدت آزاردهنده و فاقد کاربرد دراماتیکی کرده و باعث شده است تا تماشاچیان ناامیدانه روانه منزل بشوند… و عدم سرمایه گذاری لازم در نمایش استان…
با این حال گروهها با چه تیزهوشی و ترفندی موفق می شوند هزینه های اجرا را تامین کنند. در گیلان تعداد کمی از کارگردانان هستند که نمره قبولی در تئاتر را دریافت کردند و آثار آن ها همیشه با واکنش های متفاوت مواجه بوده است. هنردوستان نمایش همواره منتظرند تا کاری اجرایی از این تعداد کارگردانان را به تماشا بنشینند و لذت فرهنگی ببرند که از میان این تعداد، دکتر رضا میرمعنوی به تعبیر یک منتقد سرشناس تئاتر “کارگردان بی رقیب تئاتر گیلان” می باشد.
دکتر میرمعنوی، آثار ماندگار بسیاری را در تئاتر گیلان رقم زده است و نام او در زمره بزرگان تئاتر کشور ثبت می باشد. مهم ترین کارهای خاطره انگیز این کارگردان گیلان “… پلکان، بوی باران لطیف است، شب بخیر جناب کنت از زنده یاد اکبر رادی، گفتگوی شبانه اثر فردریک دورنمات، یک پنجره برای دیدن، درنا در باران، نوشته فرهاد پاک سرشت، ادیپ شهریار، شاهکار سوفگول، جزیره اثر آتول فوگارد، در پوست شیر نوشته شون اوکسی، و این آخری “آنتیگونه” اثر جاویدان سوفوگل و…
دکتر میرمعنوی بعد از فرهاد پاک سرشت که زوج هنری را در گیلان تشکیل داده بودند بطرف آثار رادی و متن های خارجی روی آورده و دلیل اصلی آن ها را داشتن نوشته قوی و کم نقص می داند.
وی بعد از اجرای موفق و بیاد ماندنی “ادیپ شهریار” تصمیم داشت “آنتیگونه” را کارگردانی کند همانگونه که در اجرای “آنتیگونه” اعلام کرد کار بعدی او “هاملت” خواهد بود. لکن میرمعنوی همواره تعریف درستی از زمان و موقعیت اجتماعی دارد و معمولا اجراهای او تاثیر زمان خود را دارد. دکتر رضا میرمعنوی معتقد است تئاتر “عینیت بخشیدن زمان خود است” تا حرفی برای آدم های زمان داشته باشد تا بتوانند رابطه درستی با جامعه برقرار کنند … و اما آنتیگونه…
پرواضح است که یکی از شاهکارهای درام جهان، “آنتیگونه” است که در کشورهای مختلف اجراهای مختلفی شده است و در ایران نیز چندین اجرای متفاوت از این شاهکار جهانی را شاهد بوده ایم. معمولا در شهرستان ها به ندرت اتفاق می افتد که گروهی بطرف چنین آثاری بروند. زیرا امکانات لازم و قوای مادی و معنوی در به صحنه کشاندن آن ها وجود ندارد مگر استثناعا درصدی از آن ها فراهم شود… دکتر رضا میرمعنوی به تعبیر دکتر انوش نصر ماسوله، “میرمعنوی سادیسم هنری دارد” و اساسا سرش برای اینگونه کارها درد می کند و شجاعانه تن به کارهای دشواری در تئاتر می دهد که معمولا هم دچار ضرر و زیان مادی می شود… شاید همین اراده محکم او، وی را چهره ملی و شاخص در هنر نمایش کرده است. مخلص کلام به دیدار “آنتیگونه” رفتیم و با استقبال نسبتا خوبی مواجه شدیم و دریافتیم که قدر زر، زرگر شناسد، قدر گوهر، گوهری. کارگردانی هوشمندانه دکتر میرمعنوی، با یک گروه توانمند و کاربلد، از این اثر جاودان، اجرایی حرفه ای و فاخر را تقدیم هنر گیلان نمود تا جایی که دکتر کیوان محمودی نویسنده و محقق و اهل قلم گیلانی که اکنون مدیر سازمان برنامه و بودجه گیلان هستند در یکی از شب های اجرا اعتراف نمود که شاهد اجرای فاخر و ملی بوده است و اصلا باور نمی کردم که گیلان بتواند چنین اجرایی در تئاتر داشته باشد. به نظر من همه عناصر اجرایی هماهنگ و یگانه بوده اند. طراحی صحنه زیبا، بازیگران آماده و باتکنیک بالای بازیگری، لباس و گریم درخور توجه استفاده از فیلم به جهت آشکار کردن زوایای پنهان نوشته و… کمک کرد تا این کارگردان نامی بار دیگر اثری جذاب و بیاد ماندنی داشته باشد.
با این بهانه با دکتر رضا میرمعنوی گپ و گفتی داشتیم که با هم می خوانیم…
س: جناب دکتر میرمعنوی تقریبا مردم گیلان می دانند که شما سال های زیادی را برای تئاتر صرف کردید و به درجات بسیار خوبی هم در این حوزه رسیده اید. از آن جائی که جنابعالی عضو شورای نظارت و ارزشیابی و دبیر شورای سیاستگزاری تئاتر استان هستید، از طرفی در حوزه تدریس در کشور فعالیت جدی دارید و از حال و هوای تئاتر کشور و گیلان کاملا مطلعید، ابتدا بگوئید آیا توانستید مزد سال ها رنج و مرارتی را که در تئاتر کشیده اید بگیرید…؟
ج: حدود نیم قرن است که بصورت حرفه ای در حوزه تئاتر فعالیت دارم و همه زندگیم را صرف این هنر انسانی کرده ام. نه من که همه اعضای خانواده ام بخاطر عشق وافر من ناچارا همراه من بوده اند. اما هنوز خانه ندارم. بیمه نیستم، و از امکانات رفاهی لازم برخوردار نمی باشم. دغدغه معاش همواره همراه من است. البته پس از اخذ درجه دکترا آرامش بیشتری پیدا کردم. صادقانه اقرار می کنم که نتوانستم مزد سال ها دود چراغ خوردن و و کنج حجره های نمور، بدنبال حقیقت گشتن را بگیرم ولی احترام و موقعیت اجتماعی و علمی بالایی پیدا کردم…
س: ما شما را نخست بعنوان بازیگری توانا می شناسیم و معتقدیم که قدرت بازیگری شما در سریال های تلویزیونی کشور و تئاترهای مهم از شما از یک بازیگر حرفه ای ساخته است. چرا حضور کمرنگی در بازیگری دارید، آیا احساس خستگی می کنید یا به کارگردانی بیشتر علاقمندید؟
ج: من عاشق بازیگری هستم و فکر می کنم هوش و تکنیک بازی من در نقش های مختلف در تلویزیون و صحنه تئاتر این موضوع را ثابت کرده است. اما در شهرستان زندگی می کنم و کمتر دسترسی به گروه های تولیدی مرکز دارم. در تئاتر هم، جوانان کاربلد یا جرات نمی کنند به من پیشنهاد کار بدهند و فکر می کنند که ممکن است نپذیرم و یا توان پرداخت دستمزد را ندارند. ولی خستگی در قاموس من جای ندارد. اصولا من مرد روزهای سختم و اصلا خستگی را نمی فهمم. به همین خاطر اکنون نیز فعالانه در حوزه آموزش و کار انجام وظیفه می کنم و معتقدم هنر نمایش در پیری، جوان است و اکنون، بهتر درک واقعی از این هنر پیدا کرده ایم.
آخرین کارم بازی در سریال “معمای شاه” در نقش دکتر محمدعلی فروغی نخست وزیر شاه بود که بازی در آن اعتبار هنری و بازیگری مرا دوچندان نموده است. البته یک مجموعه خانگی ام بازی کرده ام به نام “بوقچی” که مسائل پشت پرده ورزش فوتبال را طرح موضوع کرده است.
س: از این ها که بگذریم بفرمائید حال تئاتر گیلان چگونه است. امید بهبودی دارد؟
ج: این سئوال شما نشان می دهد که حال تئاتر گیلان خوب نیست و البته درست تشخیص داده اید. ناگفته نماند که حال همه خوب نیست. اداره زندگی، مسایل فرهنگی و اجتماعی و سیاسی هم خوب نیست و تئاتر چون هنر اجتماعی است طبعا خوب نیست. هنرمندان به سختی اثری را به صحنه می برند و مزد کافی دریافت نمی کنند. همه چیز تئاتر در تهران خلاصه شده است. تهران یعنی ایران. لذا توجه به آنجاست و ما در شهرستان ها فقط با خودمان درگیریم. الان هم تئاتر تهران با آوردن چهره های سینمایی و ورزشی و اجراهای نه چندان قابل قبول گیشه ها را به خودشان اختصاص داده اند. این امر در شهرستان ها رخ نمی دهد. حتی چهره های پیشکسوت هم بدلایل مشکلات زندگی با شرایط حاضر، دل به کار نمی دهند. به همین خاطر حال تئاتر خوب نیست و دوران سختی را پیش رو دارد…
س: شما که در تصمیم گیری های تئاتر نقش دارید، بفرمائید چه مشکلات اساسی در تئاتر گیلان وجود دارد که مانع می شود نفس تازه ای بر کالبد بی رمق آن دمیده شود و به نظر شما قابل به اصلاح و حل می باشد؟
ج: به نظر من مشکلات تئاتر بخشی سراسری است و سیاستگزاری کلان و بخش دیگرش استانی می باشد. ما در تئاتر کشور مشکلات متن نمایشی داریم و این واضح و مبرهن است. نویسندگان قابلی را تربیت نکردیم تا جایگزین مناسبی برای نویسندگان ماضی باشند. با توجه به تعداد انبوده فارغ التحصیلان ادبیات نمایشی، هنوز نویسنده قابلی چهره نشده است. بنابراین هنوز از رادی، بیضایی و… اسم می بریم. این مشکلات در استان ها به مراتب بیشتر است. در حوزه کارگردانی هم دچار مشکلات جدی هستیم. حمایت های مادی صورت نمی گیرد و تئاتر مظلومانه به راه خود ادامه می دهد. تا سه راس مدیریت توجیه شده، امکانات و سرمایه گذاری با هم یگانه نشوند، انتظار داشتن به این که بهبودی در تئاتر رخ دهد رویاست. کمبود سالن های نمایشی، رشد جوانان و هجوم آن ها به بازار کار نمایش، فقر امکانات و سرمایه گذاری، انبوه تولیدات کمی تئاتری و… همه این ها دست به دست هم داده تا مشکلات همچنان باقی بمانند. باید حرکت همه جانبه صورت بگیرد تا نقس تازه ای بر کالبد بی رمق تئاتر دمیده شود. باید بودجه و امکانات تئاتر بطرف شهرستان ها سرازیر شود تا مشکلات کم تر شود و همه این ها با همت مسئولان ارشد و پی گیری آن ها امکان پذیر است. از استاندار محترم تا نمایندگان دلسوز که نمایش را یک هنر فاخر می دانند…
س: اجرای “آنتیگونه” به لحاظ تکنیکی اجرایی درخور و تمیز و بزرگ بوده است. چگونه به این مهم دست پیدا کردید؟
ج: من قبل از این که اثری را شروع به کار کنم، مدت ها در حول و حوش آن مطالعه و تحقیق می کنم. از نگارش گرفته تا تیم اجرایی… بازیگران را با وسواس و دقت زیادی انتخاب می کنم و همین طور عوامل فنی کار را… وقتی به درک درستی رسیدم شروع می کنم و مطمئنم که موفق خواهم شد… “آنتیگونه” هم با همین روش اجرا کردم. بازیگران را با مشورت با دیگران و شناخت خودم برگزیدم. در این نمایش جناب آقای “حسین سیری” را که از بازیگران مشهور رادیو بوده اند برای اولین بار بر صحنه آوردم و در نقش “کرئون” از او یک بازیگر حرفه ای ارائه کردم و آقای “مرتضی زینل” را در بازبینی های تئاتر پیدا کردم. ایشان در تهران کار می کردند و من در “آنتیگونه” از او یک بازیگر حرفه ای معرفی کردم. دو خانم دیگر “آنتیگونه”، “افسون غمگسار” که از شاگردان کلاس بازیگری خودم بوده است و معمولا هم با من کار می کند در این اجرا از او بازیگری توانا، فهیم و قدرتمند ساختم که توجه اهل فن را جلب کرد و دخترم “هدیه میرمعنوی” که سال هاست با “آنتیگونه” زندگی می کند. او در ارایه نقش “آنتیگونه” که بسیار نقش سخت بلحاظ تاریخی، جامعه شناسی و روانشناسی بود، با توان تکنیکی بالا از پس اش برآمد و نشان داد که می تواند در حوزه بازیگری زن نام و نشانی پیدا کند. البته من از مشورت غافل نبودم و به دوستان زیادی در اجرای “آنتیگونه” مشورت کردم که مزدش را هم گرفتم…
س: جناب دکتر میرمعنوی با این حال و هوا و وضعیت موجود، چه کارهایی باید صورت گیرد تا گیلان شاهد آثار بزرگ و بیادماندنی بشود…
ج: باید وحدت سه گانه ارسطویی صورت بگیرد. یعنی (وحدت موضوع، وحدت مکان و وحدت زمان)… باید به شدت خلاء نگارش متن نمایشی را پر کنیم و این وظیفه مدیران، نظریه پردازان مجموعه های تشکیلاتی نمایشی (انجمن نمایش) و… است. باید چاره ای و راه حل مناسبی ارائه شود. از هر کس و هر چیز که بتواند کمک کند دریغ نشود تا شاید این مشکل اساسی تا حدودی مرتفع شود. سالن های نمایش را باید به هنرمندان واگذار کنند و “تصدی گری” را جدی بگیرند. البته اولویت با هنرمندان گیلانی باشد نه این که عده ای از تهران بیایند و به شکل حرفه ای سالنی را اجاره کنند و فرصت درآمدزایی را از گیلانیان بگیرند. همه ادارات و نهادها و سازمان های دولتی موظف بشوند تا سالن های شان را که استفاده زیادی هم نمی شود در اختیار هنرمندان قرار دهند و یا وام های کلانی را در اختیار هنرمندان بگذارند تا سالن های خصوصی ساخته شود و این کارها شدنی است. فقط مهربانی می خواهد و پی گیری های لازم. در این جا از نمایندگان محترم گیلان تقاضامندم این بخش را برای هنرمندان امکان پذیر کنند. در وحدت زمان باید موضوعات امروز جامعه کنونی بیشتر مورد مداقه قرار گیرد. سازمان هایی که تحقیقات لازم دارند، دانشگاه و مراکز پژوهشی استان می توانند کمک های زیادی بکنند تا تئاتر بتواند زمان خود را به صحنه بکشاند و تماشاگران با دیدن آن ها لذت و تاثیر لازم بگیرند. تنها از این راه می شود هر کدام ما به وظایف اجتماعی، علمی و هنری خود دست پیدا کنیم. در غیر این صورت تا ثریا می رود دیوار کج…