IMG_20181211_115656_038

در نقد سخنان اخیر علی مطهری/ کیوان بهمنش

۲۰ / ۰۹ / ۹۷
۲۳:۳۰

علی مطهری: حدس می‌زنم مردم هم موافق افزایش قیمت بنزین هستند »
برای سیاستگذاری و خط مشی گذاری عمومی نیاز به خرد سیاسی و دیپلماسی و احتیاط برای منافع جامعه است . توجه بفرمایید این احتیاط برای منافع جامعه بسیار نکته کلیدی است !
امروز خط مشی گذاری عمومی یکی از دروس بسیار مهم مدیریت  استراتژیک است و برای خط مشی گذاری ده ها مدل مختلف تبیین شده است . در هیچکدام از مدلهایی که خدمتتان عرض نمودم برای یک مشکل عمومی از « حدس » استفاده نمیکنند ! این حدس ها در خط مشی گذاری برای جامعه نقش سم مهلک را دارند .
بنابراین  وقتی شما این سم مهلک را به جامعه تزریق میکنید ، دیگر نمی توانید  انتظار رفتار مدنی درست از جامعه داشته باشید و در تعریف مسئله عمومی  دچار سطحی نگری خواهید شد .
یکی از مهمترین مدلهای تصمیم گیری در خط مشی گذاری عمومی مدل تصمیم گیری اجتماعی مستقیم و غیر مستقیم است . در بررسی فرایندهای تصمیم گیری اجتماعی مسئله اساسی تصمیم سازان این است که ترتیب اولویت های فردی برای جوابگویی به شرایط مشخص معیارها و ضوابط به صورت ترتیب اولویت های اجتماعی تغییر یابد.
صاحب نظران علوم اجتماعی دو نوع طبقه بندی برای  فرایند تصمیم گیری های اجتماعی به شرح زیر در نظر گرفته اند :
نخست : فرایند انتخاب مستقیم شهروندان که در آن شهروندان مستقیما انتخاب خود را به صورت همگانی و جمعی مشخص می کنند و به تصمیم سازان اعلام می دارند .
دوم : فرآیند تصمیم گیری غیر مستقیم که در آن یک نماینده یا گروهی از نمایندگان با در نظر گرفتن اولویت ها و عقاید مشخص شهروندان مجاز به تصمیم گیری از طرف آنان هستند.
حال وقتی یک پارلمانتاریسم فعال همانند علی مطهری در تازه ترین سخنان خویش اظهار میدارد : « حدس می‌زنم مردم هم موافق افزایش قیمت بنزین هستند » ،  مجبور هستیم  دلیل سخنان او را در این خصوص در گزینه دوم طبقه بندی تصمیم گیری اجتماعی یعنی تصمیم گیری غیر مستقیم جستجو نماییم .
در خط مشی گذاری غیر مستقیم ، خط مشی گذاری همچون علی مطهری در خصوص حدسی که زده است ، باید  در ارتباط با موکلان خود به اقدامات زیر بپردازد آنهم نه بصورت انفرادی ، بلکه بصورت جمعی در پارلمان و یا در کمیسیون مربوط به مسئله قیمت نهاده های سوخت   :
الف- انتخاب موضوع مناسب برای نظر خواهی و تعریف دقیق مسئله
ب- گزینش افرادی خبره در حوزه مسئله برای تشریح و تبیین سئوالات مطرح شده
ج- انتخاب سئوالات دیگر درباره راه حل های مورد نظر برای حل مسئله
د- تعیین ضوابط برای جمع بندی اولویت ها
ه- مشخص کردن ضوابط انتخاب، مشکلات و جمع آوری اطلاعات لازم درباره آنها

در اینجا پرسش های مشخص از علی مطهری این است :
آیا در خصوص حدسی که ایشان زده اند آیا هیچکدام از اقدامات بالا صورت گرفته است !؟
آیا ایشان برای این سخن خویش « احتیاط برای منافع جامعه » را در نظر گرفته اند !؟
آسیبی که به اعتماد عمومی جامعه وارد می شود را سنجش نموده اند !؟
آیا ایشان نمی دانند که « قانونی کردن و مشروعیت بخشیدن به خط مشی » یکی از مهمترین مراحل فرآیند خط مشی گذاری عمومی است !
قانونی کردن و مشروعیت بخشیدن به خط مشی دارای نسبت و رابطه پویائی با هر نظام حکومتی است و کمی کنکاش در فرایند خط مشی گذاری عمومی در کشورهای توسعه یافته به ما نشان میدهد که بدون تغییر در نهادهای سیاسی ، برای جلب اعتماد عمومی می توان اقدام کرد به شرط آنکه به مفاهیم خط مشی گذاری عمومی پایبند باشیم .
علی مطهری به عنوان یک پارلمانتاریسم خوش نام در سطح جامعه باید بداند ؛ قانونگذاران تنها بعنوان عاملان قانونی کردن به فعالیت مشغول نیستند  بلکه نقشهای بسیار مهمتری در فرایند خط مشی گذاری عمومی بر عهده دارند که یکی از این مهمترین نقش ها ، تلاش برای مشروعیت بخشیدن به خط مشی های عمومی در جامعه است . لذا اگر بخواهیم به مفاهیم خط مشی گذاری عمومی در جامعه توجه جدی داشته باشیم دیگر نباید بخود اجازه دهیم که عنوان نماییم « حدس می‌زنم مردم هم موافق افزایش قیمت بنزین هستند » چرا که در پایبندی به مفاهیم خط مشی گذاری دیگر اجازه نداریم از حدس برای یک تصمیم مهم بهره ببریم و اینگونه در سلب اعتماد عمومی نقش بزرگی را ایفا نماییم .