IMG_20170729_201846

خاموشی چراغی کم سو! / علیرضا مویدی فر

۰۸ / ۰۵ / ۹۶
۱۶:۱۳

خزر- واژه تمدن، به گوش هرکس که اندک ارتباطی با جامعه داشته باشد، واژه آشنایی است، آنچه نمایانگر پیشینه یک جامعه و نسبت مستقیم آن با مفاهیم رشد و توسعه در درازای تاریخ است. واژه ای که ریشه در مدن دارد و مدینه، یعنی شهر.
شهرها نماد تمدنند و نسبت آنها با تمدن عموما در راستای شکل تمدن، و در قالب نمادهایی هویدا میشوند. شهرهایی که نماینده تمدنهای قدیمند، عموما در خود بناها و نشانه هایی دارند که یادآور وقایع تاریخی و هویت اجتماعی ـ تاریخی آنها از جهات گوناگون است. نمایندگان تمدنهای جدید اما نمایشگر فناوری و پیشرفتهای تکنولوژیک بشر در قالب ساختمانها و نمادهای شهری اند. این سمبلها روح شهری و روحیه ساکنان آن را به نمایش میگذارند و عاملی برای جذب مردمان دیگر به حساب می آیند.
بهانه این مقدمه و آنچه درپی می آید، خبری کوتاه است : “موزه رشت به دلیل تعمیرات تا اطلاع ثانوی تعطیل است”! هر کلمه از این یک خط خبر، حامل معانی بسیاری است که بررسی آنها در نهایت جز دریغ نمی زاید. اما برای زنده ماندن رشت، چاره ای جز پذیرش این دریغها و تلاش برای رفع آنها نیست.
رشت شهریست با حدود چهارقرن سابقه تمرکز فعالیتهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در یکی از مهمترین ایالتهای ایران. در نتیجه گذر از این زمان طولانی که از بابت زمان به کل تاریخ ایالات متحده آمریکا تنه میزند، و رخدادها و تحولات کوچک و بزرگ گوناگون، رشت حامل میراث بزرگی در تاریخ است که شوربختانه کمتر کسی از آنها آگاه است و از آن هم کمتر، اراده ای بر پردازش این ماترک ارزشمند و ارائه آن به مردمان حاضر و نسلهای آینده وجود ندارد.
بی تردید در روزگار جاری، یکی از مهمترین پایگاه های نشر و ترویج داشته های یک جامعه، موزه ها هستند. موزه ها صحنه نمایش هر آن چیزی هستند که جامعه برای معرفی خود میتواند به سایر مردمان ارائه کند. موزه ها نه تنها معرف جوامعند، بلکه با ایجاد هویت های واقعی از ساکنین آنها، میتوانند جذب کننده توجه دیگران و هموار کننده مسیر رشد و توسعه آن جوامع باشند.
رشت مرکز استانی است که دست کم در تاریخ معاصر شاهد رخدادهای بسیاری بوده که هرکدام از آنها میتوانست و میتواند بانی تاسیس موزه ای برای بیشتر شناساندن آن به ایرانیان و جهانیان باشد. طبیعت وسیع و متنوع، گرایش شدید مردم به فعالیتهای فرهنگی مدرن، ابریشم، رویدادهای مهم سیاسی مثل انقلاب مشروطه و نهضت جنگل، تمدین دیرینه و باستانی گیلان، تنوع وسیع محصولاتی ازجمله صنایع دستی و غذا، همه و همه میتوانستند عامل تاسیس موزه ای ویژه باشند، که نمونه های آنها را کمابیش در شهرهای دیگر شاهدیم. مثل موزه تاریخ طبیعی، خانه های مشروطه، اماکن تاریخی با کارکردهای گردشگری و…
رشت همه اینها را دارد و هیچ ندارد. شهری که در بسیاری از وقایع مثل مشروطه و نمایش و فرهنگ و تجارت بین المللی پیشتاز بوده، ساختمانهای قدیمی میدان شهرداری، خانه آوادیس، عمارت کلاه فرنگی و امثال آنها را دارد، اما نه خبری از خانه مشروطه هست و نه موزه هنرهای معاصر و نه اماکنی برای تبلور آنچه که ذکر شد. همان یک موزه قدیمی با تعدادی آدمک با پوشش محلی و تعدادی سفالینه از دوران باستان بود که درست در فصل تعطیلات و گشت وگذار مردمان، به دلیل تعمیرات آنهم تا اطلاع ثانوی تعطیل شد. از مدیران مربوطه، ظاهرا چیزی نمیتوان خواست. چون اگر به اهمیت موارد گفته شده واقف بودند، همین چراغ کم سو را هم خاموش نمیکردند. این یک مطالبه عمومی است. از سوی مردمانی که مدتهاست به حق داعیه فرهنگ و تاریخ و قدمت دارند. گذر بی تفاوت از چنین رخدادی که علیرغم گم شدن در هیاهوی روزمرگی، بیگمان اتفاق مهمی است، بیش از هرچیز حقانیت آن ادعاها را زیر سوال میبرد.